در حسرت آغوشت...
آن روز در آغوشت،
امروز در حسرت آغوشت،
چه کسی برایت قصه گفت که دیگر خواب مرا ندیدی !؟
دلم گاهی می گیرد
گاهی می سوزد
گاهی تنگ می شود
و حتی گاهی...
گاهی نه...
خیلی وقت ها می شکند
خیلی وقت ها دلم
می شکند
اما هنوز می تپد
فرقی نمیکنه دور و برت چقدر شلوغ باشه !
وقتی از درون تنهایی
نمی دانـم چـرا چندیـســت بی وقفه،
دلـم در بارگاه سینه می لـــرزد،چه حالی در میان چشم من پیداست ...
دختر که باشی:
اگر زیبا باشی: پریود شدنت را هزار نفر لایک میکنند
اما قیافه که نداشته باشی: عاشقانه ترین احساساتت خریدار ندارد
خدایــــا خیلی میخوامت...
پیداست حال دل ز پریشانیم
ولی هرکس سوال می کند انکار میکنم !
امــــروز اگر که بدانـــــم تــــو بــا منی ،
می میرم امشب و به فردا نمی روم
نداشتن تو يعنی ديگری تو را دارد،
نميدانم نداشتنت سخت تر است
يا تحمل اين که ديگری تو را دارد ؟
حالم بدجور خرابه،دلم بدجور گرفته،
بغض هایم مدام در حال ترکیدن ...
(از چهره من بخوان)
هر چند نمیدانم خوابهایت را با که شریک میشوی
اما هنوز ،
شریک تمام بیخوابیهای من،
تویی
دلم گاهی می گیرد،گاهی می سوزد،
گاهی تنگ می شود و حتی گاهی
گاهی نه خیلی وقت ها می شکند...
این روز ها،انسان ها تنهایی ات را پر نمی کنند
فقط خلوتت را می شکنند !

نظرات شما عزیزان:
.: Weblog Themes By Pichak :.