در کودکی:
پاکن هایی زپاکی داشتیم,یک تراش سرخ لاکی داشتیم
کیفمان چفتی به رنگ زرد داشت,دوشمان ازحلقه هایش درد داشت
گرمی دستمان از آه بود,برگ دفترهایمان ازکاه بود
تادرون نیمکت جامیشدیم,ماپرواز تصمیم کبری میشدیم
باوجود سوزوسرمای شدید,ریزعلی پیراهنش رامیدرید
کاش میشد باز کوچک میشدیم,لااقل یک روزکودک میشدیم...
|

نظرات شما عزیزان:
.: Weblog Themes By Pichak :.